داستان دردناک مرگ پسربچه 3 ساله به علت آسیب های اجتماعی
طبق مصاحبه با پدرمتوفی،
بچم هیچ بیماری خاصی از بچگی نداشت. من و همسرم با هم اختلاف داشتیم.
یک بار وقتی از سرکار به منزل برگشتم دیدم کمر بچه سوخته،
وقتی از همسرم پرسیدم گفت در استخر سوخته اما سوختگی زیاد بود و سر این موضوع دعوا کردیم و زنم از خانه قهر کرد و به منزل مادرش رفت
من بچه را به دکتر و پزشکی قانونی بردم که در جواب گفتند کودک با اصابت جسم داغ سوخته است و با دارو و پماد خوب شد
. از آن روز به بعد ما جدا از هم زندگی می کردیم و بچه پیش من بود و هیچ مشکلی نداشت تا مادر به دادگاه درخواست حضانت داد و بچه را از من گرفت.
من هم درخواست ملاقات به دادگاه دادم و موافقت شد جمعه ها بچه را ببینم.
چند بار با همسرم تماس گرفتم اما جواب نداد تا اینکه یک روزمادر زنم زنگ زد و گفت حال بچه ات خوب نیست
و در بیمارستان بستری شده وقتی به بیمارستان رفتم متوجه شدم بچه ام به علت ضربه مغزی بستری و یک بار هم جراحی شده است.
با شکایت و پیگیری از کلانتری مشخص شد همسرم با بچم به خانه دوست پسرش می رود و بچه را با او تنها می گذارد
و برای انتقال وجه از عابر بانک از خانه خارج می شود وقتی بچه گریه می کند دوست پسرش عصبانی می شود
و کودک را با سر به مبل می کوبد که منجر به بیهوشی بچه می شود و او را با آمبولانس به بیمارستان می برند.
بعد از چند روز بستری به من گفتند که بچه مرگ مغزی شده و مادر هم فرار کرده بود و در بیمارستان نبود
من فرم های اهدای عضو را امضا کردم و قرار شد در ساعت 7 عصر اهدای عضو انجام شود که متاسفانه ساعت 4عصر کودک فوت شد.
در معاینات اولیه کودک در بیمارستان علائم تجاوز و کودک آزاری مشاهده گردید
اگر والدین امنیت کودک را فراهم می کردند این کودکان الان زنده بود
اقدامات برای جلوگیری از مرگ های مشابه:

Change the font color:
main color:
second color:
انتخاب رنگ پس زمینه:
Change the spacing between words:
Change the distance between the lines:
Change mouse type:
Change the font
BlindText